تالار گفتگوی پارسیلاتک
زیپرشین XePersian => زیتک => نويسنده: وحید دامنافشان در ژانویه 15, 2013, 01:26:35 pm
-
معیار ترجمه section به «قسمت» و part به «بخش» در هنگام بومیسازی دستورات چی بوده است؟
آیا تکپارسی مبنای این ترجمه بوده و یا معیار دیگهای برای این کار وجود داشته؟
-
چون من به طور سنتی با ریاضی نگار شروع به کار با لیتک کردم، از معادلهای اون استفاده میکنم که عبارتند از:
\بخش به جای \section و بنابراین با زیپرشین یک کم تفاوت داره. ولی ظاهرا ترجمه زیپرشین بهتره نه؟
چون بخش با part هم معنی تره اینطور نیست؟
شما نظر دیگری دارید؟
-
معیار ترجمه section به «قسمت» و part به «بخش» در هنگام بومیسازی دستورات چی بوده است؟
آیا تکپارسی مبنای این ترجمه بوده و یا معیار دیگهای برای این کار وجود داشته؟
سلام
علت این سوال چیه؟ کنجکاوی بوده یا نکته خاصی داره این ترجمه؟
به نظر من part خیلی خوب معنی بخش میده، خیلی جاها هم همین طوریه، مثل گراف دوبخشی (bipartite).
-
معیار ترجمه section به «قسمت» و part به «بخش» در هنگام بومیسازی دستورات چی بوده است؟
آیا تکپارسی مبنای این ترجمه بوده و یا معیار دیگهای برای این کار وجود داشته؟
چون این ترجمه منطقیتر بوده.
-
چون این ترجمه منطقیتر بوده.
ممنون وفا جان. فقط لطفاً منبع یا معیارت برای این ترجمه رو میشه بگی؟
جواب این سوال برای من خیلی مهمه.
-
ممنون وفا جان. فقط لطفاً منبع یا معیارت برای این ترجمه رو میشه بگی؟
جواب این سوال برای من خیلی مهمه.
خودم. چرا برات مهمه؟
-
خودم. چرا برات مهمه؟
راستش در حال نوشتن یه کتاب در مورد حروفچینی و صفحهآرایی هستم و حالا به جایی رسیدم که باید در مورد قسمت/بخشبندیهای یه نوشتار صحبت کنم. متاسفانه حروفچینها و صفحهآراهای ایرانی، از واژههایی مثل «سرتیتر» برای این کار استفاده میکنند که اصلاً مناسب نیستند. فرهنگ دهخدا هم واژه «قسمت» رو به عنوان یکی از معانی «بخش»، ذکر کرده!. بخش جستجوی واژههای مصوب فرهنگستان (http://www.persianacademy.ir/fa/wordsSearch.aspx) هم مثل همیشه، کمکی نمیتونه بکنه.
مشکلی دیگهای که وجود داره، اینه که هر دو واژه «قسمت» و «بخش»، همه جا میتونن به جای همدیگه به کار برده بشن. در صورتی که در زبان انگلیسی، دو واژه part و section دو معنی تقریباً مجزایی میدن و به کار بردن اونا به جای همدیگه، بعضی مواقع، غیرعادی جلوه میکنه.
البته بخشی از این مشکل برمیگرده به فرهنگنویسهای انگلیسی به فارسی. به عنوان مثال، دو واژه «بزرگ» و «سترگ» معنی یکسانی دارن؛ اما در عمل، هیچوقت به جای همدیگه به کار برده نمیشن. مثلاً هیچوقت در زبان محاورهای، نمیگیم «وای چه پارکینگ سترگی»، بلکه میگیم «وای چه پارکینگ بزرگی!». با این وجود، تقریباً تمام فرهنگنویسها هر دو واژه «بزرگ» و «سترگ» رو به عنوان معنی واژه big ذکر میکنن. نظر من اینه که big یا باید معنی «بزرگ» داشته باشه و یا «سترگ». این دوگانگی، به غیرفارسیزبانها هم ضربه میزنه. مثلاً فرض کنین یه انگلیسیزبان، میخواد به دوست فارسیزبانش بگه «عجب گوشی بزرگی داری». این شخص دنبال معنی فارسی واژه big میگرده و با معانی مختلفی مثل «بزرگ»، «سترگ»، «باعظمت» و ... روبرو میشه و چون فارسی، زبان مادریش نیست، در انتخاب معادل فارسی مناسب برای big دچار مشکل میشه.
ببخشید که بحث غیرلاتکی راه افتاد.
-
راستش در حال نوشتن یه کتاب در مورد حروفچینی و صفحهآرایی هستم و حالا به جایی رسیدم که باید در مورد قسمت/بخشبندیهای یه نوشتار صحبت کنم. متاسفانه حروفچینها و صفحهآراهای ایرانی، از واژههایی مثل «سرتیتر» برای این کار استفاده میکنند که اصلاً مناسب نیستند. فرهنگ دهخدا هم واژه «قسمت» رو به عنوان یکی از معانی «بخش»، ذکر کرده!. بخش جستجوی واژههای مصوب فرهنگستان (http://www.persianacademy.ir/fa/wordsSearch.aspx) هم مثل همیشه، کمکی نمیتونه بکنه.
مشکلی دیگهای که وجود داره، اینه که هر دو واژه «قسمت» و «بخش»، همه جا میتونن به جای همدیگه به کار برده بشن. در صورتی که در زبان انگلیسی، دو واژه part و section دو معنی تقریباً مجزایی میدن و به کار بردن اونا به جای همدیگه، بعضی مواقع، غیرعادی جلوه میکنه.
البته بخشی از این مشکل برمیگرده به فرهنگنویسهای انگلیسی به فارسی. به عنوان مثال، دو واژه «بزرگ» و «سترگ» معنی یکسانی دارن؛ اما در عمل، هیچوقت به جای همدیگه به کار برده نمیشن. مثلاً هیچوقت در زبان محاورهای، نمیگیم «وای چه پارکینگ سترگی»، بلکه میگیم «وای چه پارکینگ بزرگی!». با این وجود، تقریباً تمام فرهنگنویسها هر دو واژه «بزرگ» و «سترگ» رو به عنوان معنی واژه big ذکر میکنن. نظر من اینه که big یا باید معنی «بزرگ» داشته باشه و یا «سترگ». این دوگانگی، به غیرفارسیزبانها هم ضربه میزنه. مثلاً فرض کنین یه انگلیسیزبان، میخواد به دوست فارسیزبانش بگه «عجب گوشی بزرگی داری». این شخص دنبال معنی فارسی واژه big میگرده و با معانی مختلفی مثل «بزرگ»، «سترگ»، «باعظمت» و ... روبرو میشه و چون فارسی، زبان مادریش نیست، در انتخاب معادل فارسی مناسب برای big دچار مشکل میشه.
ببخشید که بحث غیرلاتکی راه افتاد.
این خاصیت هر زبانی هست و تنها شامل حال زبان پارسی نمیشود. وضعیت زبان انگلیسی شاید خیلی وخیمتر باشه یک کلمه بسته به جایی که به کار میره میتونه معانی متفاوتی داشته باشه.